تبليغاتX
پارس نوشت

پنجشنبه 24 دی1388

برای چندمین بار، متولد شدی!

هـــو الـــحی

برای چندمین بار، متولد شدی!
یا جـملاتی کـه در سـالروز روزی کـه زاده شـدم1، مـتولد شـد2...

از امروز یکسال دیگر هم به عمرت اضافه شد. به قول بزرگترها، یک سال بزرگتر شدی. همین جور خوش خوشک. به قول بزرگان تا چشم بر هم بزنی همانطور که امسال پایان 22 سالگی­ات را دیدی، پایان 33 سالگی را می بینی، 44 ساله می شوی، در این میانه 55 ساله شدی، اصلا اگر بتوانی 66 سالگی ات را ببینی بخت یارت بوده، و اگر 77 ساله شدی به گمانت هنوز هم زندگی به تو لبخند زده و نهایتا بسیار مسرور می شوی و نهایتا اگر جشن 88 سالگی را بگیری و یا به عبارت بهتر برایت بگیرند(چون احتمالا آن موقع رمق چندانی برایت نمانده که بسیار پیاده روی کنی، حس چند کار کردن را تجربه کنی، نتوانی یک لحظه یکجا بمانی و مثل اکنونت سالم و سلامت باشی) که نور علی نور شده.

حالا از اینها گذشته خوشتر داستان اینجاست که چند سال قبلتر یا بعدترش هم باید روی دوش دیگران سوار شوی و اهل و عیالت لا إله إلاّ الله گویان تو را تا نهایتت ببرند؛ فاتحه ای و والسلام.

امروز تمام اینها به چشمت آمد. شاید هم به خاطر همین بود که در جواب کسی که ازت پرسید امروزت چگونه است گفتی: امروز برایم طعم خاصی دارد. چیزی مثل ملسی؛ نه خوش است و نه ناخوش.

تمام امروز به فکری؛ به فکر این که چه بودی، چه هستی و چه خواهی بود. فکر آنچه قرار است برایت رقم بخورد و یا خود برای خود، رقم بزنی.

امروز قرار است روز جشن تو باشد. روز جشنِ تولد تو. رو زاده شدنت، روز یکسال جلو رفتنت. حالا ِبینی و بین الله تو اصلا یک سال جلو رفتی که داری جشنش را می گیری؟ به قد یکسال نگوییم؛ قدر یک ماه رشد کردی؟

ترسیدی؟ از چه؟ از اینکه ناغافل بچری و ناغافل تیر قضا، نسخه ی تقدیرت را بپیچد و تو همچنان ناغافل باشی؟ شعار نده. تو را به خدا شعار نده. قسمت دادم. فهمیدی؟ عمل کن. غفلت نکن، اهل فراموشی نباش.

القصه اینکه شاید یادبود میلاد هر ساله ات سوای اینکه به خوشی و لودگی و مسخره بازی بگذرد بد نیست به این هم گذشته باشد که: آیا تو همان هستی که تا سال پیش بودی؟ اگر بودی که خسران کردی...

والسلام

1. (بیستُ دوّمِ دی ماهِ هزارُ سیصدُ شصتُ شش)

2. (بیستُ دوّمِ دی ماهِ هزارُ سیصدُ هشتادُ هشت)


پــس نــوشــت:

1. از صمیم قلب متشکر دوستان عزیزی هستم که با یادآوری این واقعه مرا به یاد این حرفها انداختند و گوشزد کردند که فلانی بدان که غیر از این که خود، خودت را ببینی، ما هم شاهدت هستیم. حالا خوب است همه می دانیم شاهد را کجا و برای چه کاری می برند: دادگاه؛ برای شهادت!

متشکرم از همه ی دوستانی که چنین اتفاق مهمی را یادآورم شدند؛ خصوصا آقا مرتضی کبریت چی که هر سال شرمنده اش می شوم. واقعا ارادتمندش هستم.

2. از خواننده گان محترم که این حدیث نفس را خواندند کمال تشکر را دارم و از صمیم قلب خواستار دعای خیرشان هستم... یا علی

نوشته شده توسط مهدی انصاري در 8:34 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 17 دی1388

این روزها...

بسم الرب

1.       به کلیت وزارت ارشاد کاری ندارد(گرچه کلیتش هم ... اصلا بی خیال!) اما واقعا معاونت سینمایی  در این مدت کارهایی می کند که در عجب می مانم. کار آقایان فعلا شده مجوز دادن به فیلمهایی که در دوره ی قبل عده ای بی کار آنها را توقیف کرده اند!

اینکه در چه فرایندی این برخوردها و این توقیف برخی از فیلمها صورت گرفته و یا اصلا درست بوده را کار ندارم؛ بلکه بحثم اینجاست که آقایان فعلا به جای اینکه بنشینند و یکبار دیگر دلایل توقیف فیلمهایی مثل آتشکار، به رنگ ارغوان، تسویه حساب، صد سال به این سالها، پاداش، کتاب قانون رابازنگری کنند رو به گشادگی آورده و در حال مجوز دادن هستند. نگارنده نه موافق سانسور حداکثری است و نه موافق بی درو پیکری. اما حرف اینجاست آیا که ما هنوز پس از 30 سال انقلاب نمی دانیم در سینما چه نمی خواهیم که یا از آن طرف بام می افتیم و یا از این طرف سُر می خوریم.

بحث اصلی اینجاست که این برخوردها نه از مبنای سیاست گذاری و برنامه داشتن برخاسته؛ بلکه ظاهرا و فعلا فقط در جهت آن است که ژست چیزهایی بگیریم و بگوییم: بله... ما هم اصلا آنگونه که فکر می کنید نیستیم...

2.       مدتی است شبکه های اجتماعی مجازی مانند فیس بوک، توییتیر، فرندفید، وی ویو(ورژن ایرانی آنها) و اخیرا گوگل ویو نقل محافل اینترنت بازها شده.

چند وقتی است آنها واقعا برایم مشغولیت ذهنی آورده و مسایلی مثل: ساختار روابط کاربرها در این شبکه ها، آینده آنها، دهکده ای شدن روابط، به خطر انداختن آینده ی وبلاگ، هویت افراد در این اماکن مجازی، افراد موفق در این شبکه ها، مساله ی انتقال پیام و رساندن به مخاطب و ... مشغولیت ذهنی ام شده.

اگر دوستان هم نکته ای داشتند خوشحال می شوم بنده را راهنمایی کنند.

ولی به این نکته مطمئنم که ما در شناخت و روش برخورد با این پدیده ها واقعا منفعلیم.
باید به جای سیاست همیشگی «فیلتر(علیه السلام)»(البته این علیه السلام از زبان برخی مسوولین محترم بود نه نگارنده!) فکر روش دیگری برای برخورد باشیم.

3.       چند روز پیش سر کلاس دکتر حسام الدین آشنا(روشهای پژوهش در رسانه های جمعی) بحث بر سر تحقیقات پیش از آغاز کار در رسانه های جمعی بود. استاد در صحبتهایشان از دو مجموعه ی مسیح(نادر طالب زاده) و چهل سرباز(محمد نوری زاد) نام بردند که آنها در این مرحله به شدت ضعیف عمل کرده و در نتیجه هم سرمایه ی زیادی تلف کردند(چیزی حدود 5 میلیارد)، هم ذهنیت افراد نسبت به برخی از کاراکترها(مانند فردوسی، رستم، شخصیتهای صدر اسلام و مسیح) و موضوعات خراب شده و هم مخاطب از محصول کار اصلا راضی نبوده است.

می گفتند: نسبت مقدار راشهای گرفته شده به محصول نهایی در فیلم مسیح، بیشترین مقدار را در مقیاس جهانی داشته! و ظاهرا دکور فیلم چندبار از نو ساخته شده است.

و واقعا اهالی رسانه ی ما چقدر در خراب کردن ذهنیت افراد درباره ی برخی مسایل و موضوعات موثر بوده اند. آنها کارهایی انجام داده اند که اگر با دقت، توجه و صبوری به سراغ آنها می رفتند قطعا محصول نهایی اینچنین نازل نمیشد. یاد فیلم ابراهیم خلیل الله(محمدرضا ورزی) افتادم که آن هم به چنین وضعی دچار شده بود(دکور معمولی، فصل بد برداشت فیلم و بازی های سطحی).

شاید اگر روزی کسی برخیزد و مقدار زمان تفکر مجموعه های مختلف اجرایی کشور را در مورد برنامه هایشان به نسبت مقدار زمان مسولیت درصد بگیرد؛ مسولان فرهنگی و خصوصا رسانه ای پایینترین درصد را در میان آنها داشه باشند!!!

البته این فقط یک حدس است... ولی جلوه های بیرونی، این حدس را قویا تایید می کند!!!

یا حق

نوشته شده توسط مهدی انصاري در 8:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه 5 دی1388

سرعت زمان و صداها...

۱. حس می کنم زمان با سرعتی نه مثل گذشته در حال حرکت است. آنقدر اتفاق در این چند روزه می افتد که سنگینی هر کدامش برای عمری بس است...

درک کامل هر کدامشان پیرمان می کند چه رسد به دیدن تک تکشان، آن هم در مدتی بسیار اندک...

صلی الله علیک یا ام المصائب... یا زینب کبری

۲. وقتی کنار خانه ات خانه ی خدا باشد و از صبح صدای طبل و سنج و دهل عزا برپا باشد چه حسی پیدا می کنی؟ تا می خواهی فراموش کنی که در چه روزهایی هستی صداها نمی گذارند به نسیان بروی. صداها نمی گذارند فراموش کنی امروز بر طبل جدایی حق و باطل نواخته می شود. صداها به تو می گویند این یادآوری جنگی است که حسین(علیه السلام) با مردان جنگی اش در آن مرز حق و ناحق را مشخص کردند.

این روزها روز حسین(علیه السلام) و مردان حسین(علیه السلام) است. روز آنانکه دینشان غیر از عبادت و خوب بودن برای خلق چیز دیگری هم داشت: جـــهـــاد

نوشته شده توسط مهدی انصاري در 10:51 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 آذر1388

چند جمله اي ها(2): ‌باز هم كيمياييِ خسته!...

هوالحی

چند جمله اي ها(2)

باز هم كيمياييِ خسته!...

 استاد كيميايي سر صحنه ي محاكمه در خيابان

محاكمه در خيابان؛ بيست و هفتمين فيلم يا متفاوت ترين فيلم مسعود كيميايي.

هنوز هم نمي فهمم چطور مي شود سازنده ي فيلم هايي مانند قيصر و گوزنها چنين فيلمي ساخته باشد.

فكر نكنم كسي بتواند اين همه پتانسيل سينماي ايران(از فيلمبرداري و موسيقي متن گرفته تا بازيگران خوبي مثل فروتن، بهداد و فروزنده) را به سادگي بر سر چنين فيلمي هدر دهد.

كيميايي در تيتراژ ابتدايي فيلم از اصغر فرهادي تشكر كرده است. يكي از دوستان به شوخي مي گفت احتمالا چند سال پيش فرهادي ايده ي چهارشنبه سوري را براي كيميايي تعريف كرده(شك به خيانت در عشق و زندگي و دروغگويي و پنهان كاري يك طرف ماجرا براي از بين نرفتن زندگي طرف ديگر) و كيميايي بي خبر از اينكه اين ايده را بسيار بسيار بسيار بهتر از فيلم خودش، فرهادي ساخته، دست به ساخت يك اثر ضعيف به ظاهر روشنفكرانه زده.

فيلمي كه معلوم نشد چه بود، چه گفت و چه هدفي داشت.

قبل از ديدن فيلم دلم مي خواست كيميايي فيلم را در جشنواره شركت مي داد اما پس از فيلم بسيار مسرور شدم كه در جشنواره شركت نكرد!

هنوز هم دلم مي خواهد يكبار كيميايي با فيلمنامه ي نويسنده اي ديگر بر سر ساخت فيلمش برود تا آنجا مشخص شود قدرت كيميايي بر سر ساخت چقدر است. حيف است اين همه ظرفيت توليد يك فيلم سينمايي بر سر چنين فيلم هايي هدر رود.

 

نوشته شده توسط مهدی انصاري در 22:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه 6 آذر1388

ايده هاي بی ربط و اجراهای بد ترکیب...

هو العلیم

ايده هاي بی ربط و اجراهای بد ترکیب...

مدتي است اين مجهول به مجهولات ذهني ام وارد شده كه واقعا مركز ايده پردازي ايده هاي تبليغات شهري شهرداري تهران كجاست؟ به بيان ديگر چه افرادی كار ايده پردازي و انتخاب موضوع را براي نصب بنر در فضاهاي شهري بر عهده دارند؟

تبليغاتي كه در بدترين وضعيت طراحي و به دست بي سليقه ترين طراحان طراحي مي شود. و با كمال حيرت شاهد آن هستيم كه اين اعلان هاي مناسبتي سبک به شكل وسيع در سطح شهر چاپ و نصب مي شود. واقعا مركز متولي اين مسايل در شهرداري اعتقاد به پول مفت و ارث پدري اموال شهرداري دارد؟ گاهي از خود مي پرسم احتمالا شهرداري مرکز بازيافت بنر(!) دارد كه اينقدر در چاپ بنر اسراف و گشادبازي در مي آورد.

احتمالا در انتهاي سال هم خدمت شهردار محترم گزارش مي دهند كه ما فلان مقدار درصد روح معنوي و فرهنگ اسلامي را در تهران افزايش داديم و يك گام تهران را به نزديك شدن به شهر اخلاق پيش برديم و در انتها هم و من الله توفيق!

گاهي اوقات برخي از كلمات براي بعضي افراد يا اساسا بي معناست و يا اصلا به گوش نامباركشان نخورده؛ اسراف، سليقه، فكر، تبليغات موثر، هارموني رنگها، جمله بندي دقيق، مشاور تبليغاتي، ذهنيت مخاطب، تفاوت گيرندگان پيام، يكسان نبودن همه ي محلات تهران و ...

جالبتر از اين مسايل اخيرا ايده ي جديد و پرمغز(!!!) آقايان است كه طرح گسترش موازين و فرهنگ اسلامي در سطح شهر را داده اند! و مهم ترين كار اين طرح شده: چاپ بنر با محتواي روايات ائمه اطهار و ديوار نويسي اذكار و احاديث. بعضي وقتها، برخي افراد كارهايي بدون فكر انجام مي دهند و گاهي اوقات افراد اساسا بي فكرند. جالب اينكه در يكي از اين بنرهاي اطلاع رساني طرح فوريتي گسترش موازين فرهنگ اسلامي كه در خيابان پاسداران نصب شده بود به عنوان يكي از كارهاي مهم اين مجموعه ايده ي كارگاههاي آموزش شهروندي به شهروندان را به عنوان يكي از برنامه هاي اين طرح داده بوند!

نگارنده با نوشتن آیات و روایت در سطح شهر اصلا مشکل ندارد اما مشکل اینجاست که ظاهرا این کارها بیشتر فله ای و کوتاه مدت است و دقت بسیار کمی در ورای عمل نهاده شده و بیشتر کارهایی ظاهری است تا کارهایی اثر گذار و بلند مدت. درد اینجاست. به نظر می رسد با این اقدامات شهرداری در پی نشان دادن شهری مدرن و در عین حال اسلامی است اما متاسفانه در بند کارهای کوتاه مدت و ظاهری مانده. حال آنکه راه نشان دادن شهری اینچنینی(که به واقع مطلوب نیز هست) با این کارهای سبک و رو بسیار فاصله دارد.

نوشته شده توسط مهدی انصاري در 0:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه 29 آبان1388

سینما، رسانه، پيام- فصل دوم: سینما خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

سینما، رسانه، پيام

 

فصل دوم: سینما خانواده

 

براي اطلاع از كليت برنامه اينجا كليك كنيد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی انصاري در 23:45 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 20 آبان1388

گمان غالب انگاری

بسم الله الرحمن الرحیم

گمان غالب انگاری

كتاب قانون

رسانه ها از یک منظر نمایشگر اجتماع هستند. به بیان دیگر آنها برای بیان مطالب خود از حقایق و مسایلی که در درون جامعه است سخن می گویند و تصویری از جامعه ی مبدا را عرضه می کنند. این کارکرد رسانه ها در رسانه های خبری مانند شبکه های خبری روزنامه ها و مجلات به خوبی قابل رویت است. در این حالت رسانه ها آنچه که هست را به مخاطبانشان ارائه می دهند.

از طرف دیگر رسانه ها کارکرد دیگری نیز در اجتماع خود دارند. این کارکرد رسانه ها متفاوت با کارکرد قبلی است. در واقع این کارکرد رو به جلو است و رسانه ها آنچه که باید باشد را به جامعه نشان می دهند.

از جمله رسانه های جمعی که دارای قدرت چشمگیری در انقال معنا به مخاطبانش است سینما است. «سینما بیش از هر وسیله ارتباط جمعی و در ميان رسانه هاي جمعي بيش از ديگر رسانه هاي تصويري باعث جذب افکار و برانگیختن تصورات و اذهان مردم شده است. فیلم های سینمایی در واقع پدیده ای فراتر از یک وسیله سرگرمی هستند. آنها نقش بلند مدتی را در شکل گیری فرهنگ بر عهده دارند.»( دفلور ملوین و ای نیس اورت. شناخت ارتباطات جمعی، باهنر  ناصر، دانشکده صدا و سیما، ص 212)

با توجه به مقدماتی که در بالا گفته شد سینما از جمله مهمترین وسایل ارتباط جمعی است که به تبادل معنا می پردازد. در این تبادل معنا نویسنده و کارگردان بر اساس تجریبات قبلی که از زندگی خود یا دیگران به دست آورده اند به تولید معنا برای بسته بندی و عرضه در جایگاهی به عنوان فیلم می پردازند.

«فیلم ها مسایلی را مطرح می کنند که نشان دهنده نفوذ آن بر اخلاقیات خلق و خوی اعتقادات و رفتار افراد جامعه است»(همان 213)

با توجه به این مقدمات سینما از مهم ترین رسانه های جمعی است. در واقع کسانی که با پدیده ای به عنوان فیلم روبرو می شوند در فضایی متفاوت با رسانه های دیگر در معرض دریافت معنا قرار می گیرند. در فضایی اصطلاحا «استریل» که در آن مخاطب بدون هیچ گونه عامل برهم زننده و مختل کننده دریافت معنا در معرض بیان و کلام فیلم قرار می گیرد. یعنی مخاطب در سالن تاریک بدون هیچ عامل برهم زننده ارتباط یا همانطور که گفتیم فضایی استریل و پاک به دریافت معنا می پردازد. درک این اهمیت سینماست که جایگاه سینما به عنوان یک رسانه ی جمعی را مهم می سازد.

کتاب قانون. فیلمی که از جمله فیلم های حاشیه دار دو سه سال اخیر سینما بود. فیلمی که مانند صد سال به این سالها(سامان مقدم) و سنتوری(داریوش مهر جویی) تسویه حساب(تهمینه میلانی) در ابتدا توقیف شد اما تنها به سرنوشت صد سال به این سالها دچار شد. بازسازی برخی از صحنه ها و ظاهرا از بقيه به خاطر اجازه ي اكران موفق تر بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی انصاري در 19:43 |  لینک ثابت   •